بعد از جدایی...بابا هرکاری کرد که من با این قضیه راحت تر کنار بیام..
تا فرصتی پیش میومد..باهم میرفتیم بیرون..خیلی سوال پیچم هم نمیکرد..که اذیت نشم..منم وانمود میکردم همه چیز خوبه...
اما بعد از ۸ ماه من هنوز نتونستم با این قضیه جدایی کنار بیام ..هنوز گریه میکنم...هنوز دلم میخاد همه چی ب قبل برگرده......بالاخره به بابا گفتمحالم خوب نیست....و حس کردم چ حالی شد از پشت تلفن شنید که من هنوز درگیرم....
گفت تو حتی اگه برگردی...دیگه عرج و قربی نداری...طفلک نمیدونست..این چند ماه چ جوری گذشته
+شاید برم مشاوره...باورش هنوز سخته که همه چیز تموم شده...:(
برچسب:
نویسنده: بهار قنبری