خرید بک لینک
قوری خشگل و نازم افتاد و شکست

بست فرندم زنگ زده میگه میخاد بیاد پیشم....اخجون بعد یک ترممم...به هرحال منم باید یک چای خوش عطر و طعم اماده کنم دیگه که خونه داریمو ثابت کنممم

یک قوری خشگل و مموش خریدم چای با گل محمدی دم کردم....بوش معرکس

بست فرند با یک جعبه شیرینی اومد....کلی گفتیم کلی خندیدیم ...کلی گیر دادیم بهم که چرا عروس نمیشیم... و کلی توهم زدیم که تا قبل 8 شهریور عقد کنیم دیگه...که بعدش میخوره به محرم و صفر...

راستی بست فرندم کلی از شیرینی هایی که خودم درست کرده بودم تعریف کرد که خیلی خوب شده...میگه تو که اشپزی بلد نیستی ...فقط به شوهر بنده خدات صب ظهر شب کیک بده...میگم طفلک عادت کرده دیگه

پ.ن:

+ چقد درس سیگنال سختههههههرچی میخونم تموم نمیشه

#سیگنال # بست_فرند #کیک #قوری #باقلوا #قطاب #شیرینی_خامه ای

برچسب: نویسنده: بهار قنبری تاريخ: پنجشنبه 6 تير 1398 ساعت: 15:38

صفحه بندی